تبلیغات
پاکباز - سلام آقای رئیس جمهور
 
پاکباز
چهارشنبه 3 آذر 1395 :: نویسنده : ح یوالاری

گاهی در محیط اجتماعی ما حوادث و تحولات مهمی حادث می‌شود كه به دلایل مختلف ماهیت و آثار آن به صورت روشن و عمیق بررسی نمی‌گردند و اذهان و افكار نسبت به نقش و اهمیت چنین پدیده‌هایی آگاهی كامل نمی‌یابند. ممكن است این وضعیت ناشی از اشباع تصنعی ذهنی و روحی در هیاهوی رسانه‌ای باشد و یا عدم همت جدی در ارائه زوایای مختلف مورد مطالعه به صورت مستندات علمی و عقلی تا از پس گرد و غبار دوران حوادث توان پایایی و ظهوری معتبر یابد.

این یک برکت بزرگی است که ثمره سال ها اندیشه و مبارزه در کشور امکان گفت و گوی بی واهمه کم شوکتی با صاحب منصبی را میسور ساخته، و از طرف دیگر کسی که جانش، مالش و حتی آبرویش را در مسیر حفظ جهان معنای اصلی زندگی اش هزینه گردیده، به دور از هرگونه منفعت و نفرت، حس بالای خود را از حضور جنابعالی و تیم تان بر مسند قدرت اجرایی را نمی تواند پنهان کند. نه دوست دارم با انتقاد از گذشته دلربایی کنم و نه با وصف شما ریاکاری. آن چه که از عملکرد شما به صورت غیر زبانی، غیرمستقیم و ناخودآگاه در آیینه درونی ام نقش بسته است به شما انعکاس می دهم نه برای دولت آرایی بلکه تقویت مسیری که زندگی، هویت، آرامش و آسایش در آن ارمغان دولت برای جامعه ام باشد. امروزه از درون عصر ارتباطات؛ عصر مفهومی در حال شکل گیری است که آگاهی چند لایه و ناب را بر فراز هر تعصب و قدرتی بر افراشته و توانایی درک درونی ترین قصدمندی رفتار صاحب منصبان را دارد. این بهشت شعور و دانایی بیش از همیشه در این مرز و بوم پدیدار شده است و احترام به آن ضرورت اولویت دار هر حاکمی در این سرزمین است.

معدل قابل قبول همت و اخلاق دولت شما هر جان آگاه و منصفی را با توجه به واقعیت ها، مقدورات و محدودیت ها اقناع می کند و اعتماد و امید را در دل ها زنده نگه می دارد. در پس غرض های مرض وار سیاسی گروهی اندک نسبت به عملکرد شما، بر شما این نوید می دهم که این مردم با وجود نیاز شدید به نان، نسبت به غرور و کرامت شان بیش از پیش حساس اند و در برخی از مسائل مشاهده کردید که به این شعور باید احترام گذاشت. شما در اقتصاد نه می توانید معجزه کنید و نه شدنی است، صبر و صداقت شما احترام به این کرامت و شعور بوده است و پاداش آن حک شدگی در دل ها به جای نمایش در بیلبوردهاست.

 در فرآیند و پویش رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی ملل سبقت تحولی عظیم بر سایر تحولات نمایان است و آن دگرگونی چشمگیر در ذهن و روح افراد جامعه نسبت به چرایی و چگونگی بسیاری از مقوله‌های اساسی در حیات جمعی است. حركت به سوی خلق هویت جدید چه ناشی از تلاش فكری حقیقت‌جویانه افراد یك جامعه باشد و یا ناشی از تأثیر وقایع مختلف محیط در عقل و جان آنها، منجر به پیدایش جهان‌بینی خاصی می‌گردد. امكان دسترسی به تحلیلی شعورمند و آگاهانه از تحولات و تعاملات حیات سیاسی و اجتماعی بشر و تأثیرهای گوناگون در عمق و گستره عرصه‌های زندگی بستگی به نحوه و نوع شكل‌گیری تپه فلسفی و شخصیتی افراد هر جامعه‌ای دارد كه از فراز آن و به تناسب هویت و ساختار روحی و ذهنی در پهنه زندگی مبادرت به ترسیم چارچوب‌های فكری، منابع اعتقادی و الگوهای اقدامی و عملی می‌كنند. این فرآیند شناخت و هویت‌جویی جنبشی اساسی در مسیر تعالی و تكامل همه‌جانبه انسان می‌باشد كه سرسلسله سایر تغییرات و تحولات زندگی اجتماعی، فرهنگ و تمدن جوامع است. کارکرد دولت شما بیانگر احترام به این مسیر متعالی و تعالی خواهی است.

آقای رئیس جمهور تا زمانی كه اقبال عاطفی، روحی و عقلی نسبت به برنامه و اندیشه هر دولتی با دو ویژگی ارادی و آگاهانه بودن از افراد حادث نشود؛ فراگیر شدن، سازمان‌یابی و نهادینگی در آن تجسم و تعیّن نمی‌یابد. امروزه کم و بیش این فرصت در پیش و روی شماست. گاهی در مسیر تحقق آن سال‌ها و سده‌ها زمان سپری می‌شود تا یك «فرصت مناسب و تاریخی» كه در آن بسترها و شرایط با ذهنیت و اراده‌ها تلفیق و تجمیع گردیده و «پذیرش آگاهانه جمعی» نسبت به آن پدید آید. طبیعی است در قدم بعدی كم ‌و كیف بهره‌گیری از این فرصت، از خلق آن كه نسل‌ها و جان‌ها با مشقت فراوانی در آن هزینه گردیده، بسی با اهمیت است. این مرحله در واقع «آزمون عملی بزرگ» و «محك خوردن كارآمدی اندیشه و برنامه» در میدان عمل است. هر اندازه كه نتایج عملی دارایی‌های معنوی و مدیریتی اندیشه‌ای پاسخگوی نیازهای زمانی جامعه باشد موجب تداوم و توسعه آن و در غیر این صورت تضعیف و انزوایش خواهد بود. به سخن دیگر تلاش‌های چندین نسل از حاملان فلسفه‌ای سیاسی و اجتماعی بستگی به نحوه استفاده از «فرصت عملی» برای تحقق اصول و ایده‌ها از یكسو و اثبات كارآمدی آن نسبت به باورها و اندیشه‌های پیشین از سوی دیگر دارد.

مشروعیت شما از این منظر مرهون ارائه «نمونه موفق عینی و تاریخی» مبتنی بر اصول و عناصرآن اندیشه می‌باشد. خلاصه اینكه در صورت وقوع چنین فرآیندی است كه اندیشه‌ای از دل بستر تاریخی خود برمی‌خیزد و فراگیر می‌گردد. این موفقیت رهایی از تنگناهای قومی، زبانی، جغرافیایی و غبارهای ایدئولوژیكی را به همراه دارد كه شور و امیدی عمومی و همه‌گیر را پدیدار می‌كند. سیال شدن باورهای كارساز و شعورمند اندیشه‌ها منتهی به تحكیم، تداوم و گسترش در متن زندگی می‌گردد و در مسیر حركت تعاملی و تاریخی خود فرصت نوسازی، تطبیق و بازتولید را می‌یابد تا به كمال تولید تمدنی و فرهنگی دست یابد و از همه داشته‌ها و میراث گذشته در شكل‌دهی خردمندانه و تعالی‌جوی آینده بهره می‌برد. این همان صدور فرهنگ و تمدن مبتنی بر اندیشه بارور شده در صحنه واقعیت‌های اجتماعی است كه در مراحل طبیعی تكاملی‌اش توسعه و گسترش می‌یابد و جالب اینكه نه با زور و اجبار می‌توان مانع صدور و گسترش آن شد و نه در زمان نامناسب به توسعه و اشاعه آن مبادرت ورزید.

    این فرصت را دریغ مدارید که دوست دارم شما را فارغ از عنوان ها صدا بزنم. حتم دارم بنده هم به اندازه دوستان شهیدم در هیاهوی این شهر ناپیدایم. شاید مردانی از جنس جسارت و ایمان زلالی هنوز به ناموس و شرف و سرافرازی این مرزو بوم بیاندیشند.آنها که مرگ وسایه آن را ازسر این مردم پس زدند تا این مردم با زندگی هم آغوش گردند. خود رابه خاک ها و باتلاق ها سپردند تا با نغمه زندگی به این آب و خاک امید را هدیه دهند. آنان عزیزترین گوهر هستی یعنی جانشان راتقدیم کردند تا زندگی بماند.آنان نجنگیدند تا نابود کنند؛ آنها جنگیدند تا ملتی را از نابودی نجات دهند. به دشمنانشان هم رحم کردند چراکه از چشمه رحمانی نورمی گرفتند. آقای رئیس جمهور تحمل دیدن افسردگی مردم ام را ندارم. ما مامور زندگی هستیم . تو را با عنوان ها نمی شناسمت. تو را ازجنس مردان خاکسار پاکزاد می شناسم و از تو آن را می طلبم. لذت من در لبخند لبان این مردم، شادی دلهایشان و آرامش ایمانیشان تحقق می یابد.این مردم نزاکت و ادب می خواهند، شََُکوه گذشت را می جویند ورحم برهمدیگر. بیزارم از آنانی که برای خودشان ونفسشان همه را قربانی می کنند. خوشی های ما از خوشی های آدمای این کشورسرچشمه می گیرد، آماده ام هر روز خود را فدا کنم تا حتی یک نفردرغم و نومیدی نبینم. من تو را می شناسم تو از جنس مردان مردی، دوست دارم گوهر خود را به دنیا نفروشی و همچنان برای این مردم با خدا معامله کنی. این معامله هرچه باشد سود است. همان سرباز توام که با دستان خالی به استقبال تانک ها می دویدم و مرگ را به سخره می گرفتم چون به تو اطمینان داشتم. اطمینان مرا پاس بدار چون من از همه بیشتر به تو اطمینان دارم. من دغدغه این مردم را دارم هر روز برایشان قربان صدقه می روم هر چند که صدایم و شوق درونم را نمی شنوند.

   به این مسیر ادامه بده؛ دست مریزاد که عشق را، امید را، زندگی را از تو می طلبم. یک جانبازی و رزمندگی از جنس اون روزا نیازه. بی ریا وشجاع، جسور و بی باک، وبا ادب و شعور وارد کارزارشدن؛ من هم برایت دعا می کنم در برق چشمانت، دروجودت و در جنم ات آن را می بینم. رها شو و سرت را به خدا بسپار آن گونه که در دفاع مقدس می سپردی. دلت را جانانه کن، نکند از توصیه هایم دلگیر شوی تو همیشه می گویی که یاد آوری کنیم چراکه انسان فراموش کاره و این یک یاد آوری عاشقانه است که ورود به آن هزاران بار از ورود به میدان جنگ سخت تر بوده است. من هم دعایت می کنم.

                                                    با ارادت و ادب

                                              یک کم شوکت گمنام





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :